تبليغاتX
آریا برزن

 

 

استغفرا...

 

 

باز هم به عاشورا رسیدیم ، به شهادت رسیدیم ، به حسین رسیدیم ، به زینب رسیدیم ، به حر رسیدیم و به ابوالفضل و  .........  . 

باز هم رسیدیم به شور و شوق ویکدلی ، باز هم رسیدیم به روزهائی که همه و همه ، پیر و جوان ، زن و مرد ، ریز و درشت ، غنی و فقیر ، زشت و زیبا ، حتی آنان که در طول سال یکبار هم یاد خدا و پیغمبر و دین و ایمان و .......  نمی کنند ، میایند کنار تکیه .....

میایند و برای لحظه ای هم که شده دلشان را صاف میکنند ، صفائی میدهند و میروند .

 

ولی چرا ، واقعا چرا فقط باید محرم به محرم یاد دین و ایمان کنیم ، آنهم چند روزی و بعد هم ........... ؟؟!!

مگر ما کجای این دنیا ایستاده ایم ، مگر ما که هستیم ، مگر چه میکنیم ، مگر چه میخواهیم .

میدانید چند درصد از جوانان همین جامعه مذهب زده شده اند ؟

میدانید چه جوانانی یا مسیحی و کلیمی شده اند و یا کلا" قید دین و مذهب را زده اند ؟

 

چند روز پیش در همین وبلاگ دوستی برایم پیامی گذاشته بود که :

" می خواستم نوشته ات را بخوانم. ولی انقدر از مذهب متنفرم که با دیدن نام علی در بالای وبلاگت پشیمان شدم ، البته می بخشی ها قصدم توهین به شما نبود " ( اولین نظر در مطلب : بهش میگن عشق ) .

 

نه عزیزان ، نه قربانتان شوم ، نه حاج آقا ، نه حاجیه خانم ، نه جناب حجت الاسلام ........   ، نه آقای وزیر و وکیل ، نگوئید استغفرا... ،

  نه ، اینها گبر و بت پرست و لامذهب نیستند ، اینها یک مشت آدم بی سر و پا نیستند ، اینها انگل جامعه نیستند ، اتفاقا بچه های بسیار باهوش و مستعدی هم هستند  ، اتفاقا دلهای ساده و پاکی هم دارند ، فقط راه را بد نشانشان داده اند ، اینها همین خواهران و برادران ما هستند ، اینها همین دوستان و عزیزانمان هستند ،

 

نگاهشان کنید ، بدقت نگاهشان کنید ، ببینید آنها را میشناسید ؟

خوب نگاهشان کنید ، ببینید این همان نیست که بخاطر دادن پست و مقامی به فلان آقازاده اخراجش کردید ؟

آن یکی چه ، همانی نیست که روزی بخاطر بد حجابی و بد لباسی او را گرفتید و چند شب مهمانش کردید ؟ حالا هم آنرا جزء افتخاراتتان محسوب میکنید .

البته باید هم افتخار کنید ، اگر سر این بیچاره ها را زیر آب نمیکردید که امروز با دو وجب شکم  تسبیح به دست نمیگرفتید و نمیگفتید استغفرا...  .

 

آهای با شما هستم ، جماعت مفتخور و زالو صفت و بوقلمون منش و خوک مسلک و بوزینه شکل و ابن ملجم تبار ،

با شما هستم که فریاد وااسلاما سر داده اید ،

با شما هستم که اگر ریش و پشم و تسبیح به دادتان نمیرسید از فرط بیسوادی امروزکنار چهارراه شیشه ماشین مردم را پاک میکردید ،

با شما هستم که دارید نانتان را در خون این مردم میزنید و میخورید ،

با شما هستم دلالان شیر مرغ و جان آدمیزاد ،

با شما هستم شکم پاره های بی غیرت .

 

حیف نام اسلام که بازیچه شما دلالان شده است ، حتی دست از سر عاشورا هم بر نمیدارید ، به علی هم رحم نمیکنید ، از فاطمه هم نمیگذرید .

زندگی را فقط و فقط در دست و پا و شکم و زیر شکم میبینید ، چه دنیای اربعه زیبائی برای خودتان درست کرده اید !

حالا بیائید مرا هم بگیرید و ببندید و ببرید و بزنید و بکشید ، با دیگران چه میکنید ؟

گر حکم شــود که مست گیرند           در شهر هر آنکه هست گیرند

چه میگویم ، اینها زن و فرزند و خواهر و برادر که هیچ ، دستشان برسد خودشان را هم میفروشند .

چه میگویم ، نرود میخ آهنین در سنگ ، فقط مشت بر سندان میکوبم .

 

                                                                        یا علی  _  بهزاد 14/11/84

 

 


نویسنده : بهزاد ¦ سه شنبه هجدهم بهمن 1384 ساعت 10:58 بعد از ظهر

دوستان

آرشیو موضوعی

ترنمی برای آن صاعقه
عجب صبری خدا دارد
آدمیت
و ماه چشم براه علی بود
شاعری زخم زبان می خواهد
عو عو سگان
یک ، دو ، سه ، .....
افعال معکوس
قلم
آشتی من و قلم
امید
مستی و هستی
غدیر خم
قصه شهر فرنگ
شاید
آی بزرگترها
بهش میگن عشق
حسین سر مست است
استغفرا...
مسافر
دخترک
چه کنم ، کجا روم
آنکس که چرائی دارد
هیچکی نیست
آخرین پاسخ
عاقبت خواهم رفت
قصه ما به سر رسید
باز هم عید - 1
رنگ بهار
صخره
تنهائی
نامه ای به بهار
عشق است
هممون دنبال عشقیم
جوانان چرا ؟ - 1
آدم نماها
؟
رویای شیرین
شکایت
خدا
خودم
ایکاش نمیفهمیدم
راه آخر
امروز
شبهای بیخوابی
مادر
قصه شهر فرنگ - 2
جام تهی
زیباترین خلقت
عشقبازی
سرگردان
کولی بی خیال
شاه فرنگ
یادت هست ؟
باغبان
آخر خط
بشکن بشکنه
جشن تولد
اتل متل توتوله
دیوانه
مادرم رفت
قلقلی
آدم حق داشت
ولم کنین - 1
ولم کنین - 2
ولم کنین - 3
ولم کنین - 4
بیدار شوید
اخراج
خسته
دیشب
وقت باران
عاشورا
بهار آزادی
حاصل عمر
آتش
پنجره مهتاب
شاعران
خط قرمز - 1
باز هم عید - 2
روزای وحشی
بیا بریم
جوانان چرا - 2
سیب حوا
خط قرمز - 2
بهش میگن عشق - 2
عاقبت خواهم رفت - 2
خواب خیس
خط قرمز - 3
پشت و رو
برهنه
برو بابا - 1
برو بابا - 2
برو بابا - 3
برو بابا - 4
و ... برو بابا
ایران من
خط قرمز - 4
خداحافظ
بازگشت
طرحی نو
ساعت ناخوش - 1
یاد مهر
ساعت ناخوش - 2
دوستان پائیزی
ماهستان
داغ آه
عمه خانم - 1
عمه خانم - 2
عمه خانم - 3
عمه خانم - 4
قرارمون نبود این
ساعت ناخوش - 3
جوانان چرا ؟ - 3
جوانان چرا ؟ - 4
جوانان چرا ؟ - 5
دوباره زمستان
به تو چه ؟
بغض
مثلا یعنی من
خط قرمز - 5
سپندار مذگان
چند تا ؟
سلامی ساده
ساعت ناخوش - 4
باز هم عید - 3
پرچم
خانه کوچک من
دو چشم درشت و خیس
ساز ناکوک - 1
ساز ناکوک - 2
ساز ناکوک - 3
ساز ناکوک - 4
و ... ساز ناکوک
جون شما
ساعت ناخوش - 5
دل ساده ما
خط قرمز - 6
مرخصی
شام آخر - 1
شام آخر - 2
شام آخر - 3

بازدید کنندگان
این وبلاگ روزهای یکشنبه هر هفته بروز رسانی میگردد
Copyright © 2005-2008 _ Designed by BEHZAD
RSS