جوانان چرا ؟
قسمت اول
تصمیم گرفتم منبعد هر از گاهی در مورد مسائل روز دختران و پسران جامعه مطالبی بنویسم و بعنوان اولین قسمت مطلبی را که در وبلاگ دوستان عزیزم لیلا و امین ( و اما عشق ) خواندم ، وادارم کرد حرفی را که شاید سالها بود ذهنم را مشغول کرده بود بر روی کاغذ بیاورم :
اهمیت جنس مخالف در زندگی تمام ما موثر و غیر قابل انکار است ( البته بگذریم از آنهائی که برای سرپوش گذاردن بر ناتوانیهای خود این اهمیت را نادیده میگیرند ) و همگی بدنبال جلب توجه دیگران هستیم ، شاید حتی خود هم متوجه نباشیم و ناخواسته این کارها را انجام دهیم اما واقعیت این است که حتی واکس زدن کفش و شانه کردن مو و اتو کردن لباسهایمان نیز برای جلب توجه و ابراز وجود بعنوان یک انسان برتر در جامعه است .
خود را آراسته میکنیم و سعی میکنیم با وقار و متانت در جامعه ظاهر شویم تا بتوانیم نظر دیگران را بسوی خود جلب کنیم اما از میان تمام آنها که به ما توجه میکنند فقط تعداد محدودی را می پسندیم و با تعداد محدودتری ارتباط بر قرار میکنیم ، حال اگر این شخص یک جنس مخالف باشد ، بخصوص اگر پسر باشد و یک دختر بخواهد ارتباطی با او برقرار کند ، چه چیزی جذابیت بیشتری دارد ؟
پاسخ به این سوال مانند خیلی مسائل دیگر اجتماعی جواب مطلقی ندارد ، چرا که هر کس انتخابش را بر اساس عقاید و سلایق خود انجام میدهد ، اما در این میان موردی وجود دارد که بسیار بحث برانگیز و جالب است :
آیا پسری که به دختران توجه نمیکند و بی اعتنا از کنارشان میگذرد جذاب است ؟
چرا برخی از دختران چنین پسرانی را می پسندند و با هر بی اعتنائی از سوی او ، بیشتر به سویش جذب میشوند ؟
البته اشتباه نکنید ، منظور این نیست که بقول یکی از دوستان : آقایان باید دارای چشمان همیشه فعال باشند ، اما چطور است که یک دختر زمانی که مورد بی اعتنائی از سوی یک پسر قرار میگیرد ببیشتر بطرف او جذب میشود ؟
نمیخواهم با این مطلب موجب تکدر خاطر کسی شوم ، اما پاسخ این سوال بسیار ساده است :
پدر و برادر همیشه برای یک دختر در خانواده جذاب هستند ، بخصوص پدر که غالبا" برای دخترش نقش یک قهرمان را ایفاء میکند ، دختر بطرف پدر و برادر جذب میشود و ناخودآگاه پسران دیگر را هم با او مقابسه میکند و هرکدام بیشتر شبیه او باشند را می پسندد ، پس هر برخوردی که از مردان خانواده دیده است ناخودآگاه در جامعه بازپس میدهد ، دختری که همیشه در خانواده مورد توجه بوده و به اندازه کافی برایش ارزش قائل شده اند ، هم اکنون در جامعه هم میتواند یک انسان متعادل بوده و یک مرد را با ارزشهای واقعیش بسنجد ، اما دختری که هیچگاه در خانواده برای او ارزشی قائل نشده اند و همواره بعنوان یک موجود ضعیف و غیر قابل اعتناء با او برخورد کرده اند ، امروز هم مردانی را می پسندد که مانند مردان خانواده اش به او بی اعتناء باشند و این بی اعتنائی را یک نوع مردانگی و قدرت میداند ، حتی اگر پسری هم به او ابراز علاقه کند ، او را سبک و بی ارزش میدانند و لزوما" باید طرف مقابلشان یک مرد خشن ، بی اعتناء و کمی هم اخمو باشد ، هیچگاه اهل مزه پرانی و جک گفتن و خندیدن و ...... خیلی چیزهای دیگر هم نباشد .
و غافلند که آن پسرانی که با شخصیتی بسیار ساکت و آرام و ظاهرا" با وقار در جامعه ظاهر میشوند ، در درون چیزی برای ابراز ندارند که اینطور ساکت و آرام میمانند و برای سرپوش گذاردن بر روی ناتوانیهای خود است که عکس العمل چندانی به وقایع اطافشان نشان نمیدهند .
میدانم که بسیاری از شما عزیزان در این مورد با من هم عقیده نمیباشید ، منهم با روئی گشاده پذیرای نظرهای شما عزیزان میباشم .
بهزاد _ 15/2/85
دوستان
آوای اندیشه
روزگار تنهائی
وهم سبز
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
میچکا
کازابلانکا
میل تاریکی مکن
آرزوی با تو بودن
حدیث آرزومندی
نامه های برگشتی
الف- دریا
پاسارگاد
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دنیام مال تو
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
صبح دیگر
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی