به جهت طولانی بودن مطلب، نیمی از آن را در هفته آینده تقدیمتان خواهم کرد
و ماه چشم به راه علی بود
و ماه ، این مسافر تنها ، آواره دشـتهای خاموش و خلوت آسمان ، آن شــب ، در
نخلستانهای ساکت پیرامون مدینه چشم به راه علی بود، این زندانی تنهای خـاک،
مهـتاب پر شکوه و بلند و زیبای زمین ، این در انبوه شیعیانش مجهول ، تا مـگر
همچون هر شب از شهر پلید و از غوغای زشت نفیرها و خورخورهای مردمی
که در پســـتوی خانه های تنـــگ و تاریکشــان خسـبیده اند و در خواب نیز آنچه
میبینند ، همـــچون بیداری مناظر بوناک و نفــرت آلود و گندیده شکمشان است ،
..............
دوستان
آوای اندیشه
روزگار تنهائی
وهم سبز
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
میچکا
کازابلانکا
میل تاریکی مکن
آرزوی با تو بودن
حدیث آرزومندی
نامه های برگشتی
الف- دریا
پاسارگاد
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دنیام مال تو
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
صبح دیگر
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی