تبليغاتX
آریا برزن

 

 

شاه فرنگ

 

 

دیشب تو خواب شاد شدم

خواب دیدم شاه شدم

تاج گذاشتن رو سرم

قبای اطلس به تنم

نشان شاهی به برم

شمشیر زرین کمرم

ملیجکا دور و برم

حرمسرا پشت سرم

وزیر و قاضی و حکیم

شحنه و داروغه شهر

دست به سینه در خدمتم

خلاصه خیلی خوش گذشت

یه شب شدم شاهِ فرنگ

 

حکم دادم تموم شهر

رقص کنن ، بازی کنن

فقیر و دارا بشینن

کنار هم شادی کنن

همه بِرن میدون شهر

با همیدگه آشتی کنن

بدی رو از تو دلشون

خونه تکونی بکنن

 

از اینطرف تا اون طرف

سفره هفت رنگ بچینن

هی بُخورن ، بِلُمبونن

لقمه غازی بگیرن

 

تموم بچه های شهر

الاکلنگ بازی کنن

بزرگتراشون بشینن

آتیشبازی بپا کنن

 

هرکی عروس شد جاهازِش

گنج سلیمون بُکنن

هرکی دوماد شد خونَشو

مُرواری بارون بکنن

شمعهای سقاخونَه رو

شب تا سحر روشن کنن

میون حوضِ نقاشی

آبِ طلا به سَر کنن

 

چادر نمازا کرباسی

نون دونه ای یه عباسی

شیرینیهای مجلسی

تو دوریهای الماسی

 

خلاصه شهری شده بود

شهر فرنگی شده بود

شهر قشنگی شده بود

شهر یه رنگی شده بود

 

نمیدونم فقط چی شد

که یکهو از خواب پریدم

تازه متوجه شدم

همه رو خواب دیده بودم

 

چشمامو یه کم مالیدم

دور و بَرم رو پائیدم

سرم رو پائین کشیدم

بعد یه عمر ، توی شبام

از تَه قلبم خندیدم .

 

 

بهزاد _ 5/6/85

 

 


نویسنده : بهزاد ¦ شنبه یازدهم شهریور 1385 ساعت 3:26 بعد از ظهر

دوستان

آرشیو موضوعی

ترنمی برای آن صاعقه
عجب صبری خدا دارد
آدمیت
و ماه چشم براه علی بود
شاعری زخم زبان می خواهد
عو عو سگان
یک ، دو ، سه ، .....
افعال معکوس
قلم
آشتی من و قلم
امید
مستی و هستی
غدیر خم
قصه شهر فرنگ
شاید
آی بزرگترها
بهش میگن عشق
حسین سر مست است
استغفرا...
مسافر
دخترک
چه کنم ، کجا روم
آنکس که چرائی دارد
هیچکی نیست
آخرین پاسخ
عاقبت خواهم رفت
قصه ما به سر رسید
باز هم عید - 1
رنگ بهار
صخره
تنهائی
نامه ای به بهار
عشق است
هممون دنبال عشقیم
جوانان چرا ؟ - 1
آدم نماها
؟
رویای شیرین
شکایت
خدا
خودم
ایکاش نمیفهمیدم
راه آخر
امروز
شبهای بیخوابی
مادر
قصه شهر فرنگ - 2
جام تهی
زیباترین خلقت
عشقبازی
سرگردان
کولی بی خیال
شاه فرنگ
یادت هست ؟
باغبان
آخر خط
بشکن بشکنه
جشن تولد
اتل متل توتوله
دیوانه
مادرم رفت
قلقلی
آدم حق داشت
ولم کنین - 1
ولم کنین - 2
ولم کنین - 3
ولم کنین - 4
بیدار شوید
اخراج
خسته
دیشب
وقت باران
عاشورا
بهار آزادی
حاصل عمر
آتش
پنجره مهتاب
شاعران
خط قرمز - 1
باز هم عید - 2
روزای وحشی
بیا بریم
جوانان چرا - 2
سیب حوا
خط قرمز - 2
بهش میگن عشق - 2
عاقبت خواهم رفت - 2
خواب خیس
خط قرمز - 3
پشت و رو
برهنه
برو بابا - 1
برو بابا - 2
برو بابا - 3
برو بابا - 4
و ... برو بابا
ایران من
خط قرمز - 4
خداحافظ
بازگشت
طرحی نو
ساعت ناخوش - 1
یاد مهر
ساعت ناخوش - 2
دوستان پائیزی
ماهستان
داغ آه
عمه خانم - 1
عمه خانم - 2
عمه خانم - 3
عمه خانم - 4
قرارمون نبود این
ساعت ناخوش - 3
جوانان چرا ؟ - 3
جوانان چرا ؟ - 4
جوانان چرا ؟ - 5
دوباره زمستان
به تو چه ؟
بغض
مثلا یعنی من
خط قرمز - 5
سپندار مذگان
چند تا ؟
سلامی ساده
ساعت ناخوش - 4
باز هم عید - 3
پرچم
خانه کوچک من
دو چشم درشت و خیس
ساز ناکوک - 1
ساز ناکوک - 2
ساز ناکوک - 3
ساز ناکوک - 4
و ... ساز ناکوک
جون شما
ساعت ناخوش - 5
دل ساده ما
خط قرمز - 6
مرخصی
شام آخر - 1
شام آخر - 2
شام آخر - 3

بازدید کنندگان
این وبلاگ روزهای یکشنبه هر هفته بروز رسانی میگردد
Copyright © 2005-2008 _ Designed by BEHZAD
RSS