شاعری زخم زبان می خواهد
امسال همه انصافهای ما حسابی چرت زد .
امسال وجدانهای ما آنفولانزا گرفت .
گفتم : چیزی بخوان
گفت : رویم سیاه ، آخر میدانی که ...
گفتم : میدانم ، خشکسالیست
اما در کیفهای سامسونت هم یک خروارمزمون ناب خوابیده است
امسال شعرها چنگی به دل نزد ،
..............
دوستان
آوای اندیشه
روزگار تنهائی
وهم سبز
بانوی جنگل
هزار و یک شب
زندگی زیبای من
زخم نهان
افسون
میچکا
کازابلانکا
میل تاریکی مکن
آرزوی با تو بودن
حدیث آرزومندی
نامه های برگشتی
الف- دریا
پاسارگاد
نه دختر نه پسر
ساقی نامه
دنیام مال تو
حریم
سایه روشن
دونه برف
پرواز در سن
تلق تولوق
هذیانهای مریم
صبح دیگر
سید علی صالحی
آرشیو موضوعی