تبليغاتX
آریا برزن

 

 

             خسته

 

 

خسته ام ، خسته خسته،

رو به دیوار نشسته ،

دل به آرامش خود خواسته بسته .

 

من و دیوار به هم زل زده ایم ،

باز هم او ساکت ،

همچو شبهای دگر ،

باز هم من راوی ،

همچو عمری که گذشت .

و به او میگویم :

زندگی زیبا بود ،

زندگی تکه ای از بافه یک رویا بود ،

زندگی آب روان در ته باریکه جوی ،

کم بود ، ولی می آمد ،

دل ما هم خوش بود ،

دل ما مومن بود ،

و بجز نان شب و برکت روز ،

غصه هیچ نداشت ،

روزگاری خوش بود ،

 

تا بدان روز که با یک پر پروانه ،

شکستیم و به پرواز شدیم ،

به هوای سر کوی دلمان ،

کولی و آواره شدیم ،

هوس عشق به سر آمد و دیوانه شدیم .

 

سنگ محراب شکستیم ،

در میخانه ببستیم ،

از آن بند برستیم ،

سفر عشق گزیدیم و ،

کنار رخ مهتاب نشستیم .

 

هر شب از مأمن خاک ،

تا تلاقی غروب و افلاک ،

چشم بر راه نشستیم که شاید آید ،

شاید از مرحمت عشق ، سری جنباند ،

 

ولی انگار کسی با ما نیست ،

اصلا" انگار کسی آنجا نیست .

 

خسته ام ، خسته خسته،

 

دست تیمارگری نیست ،

زخم فریادگری نیست ،

صبح بیدارگری نیست ،

لعبت عشوه گری نیست ،

            پس چرا در پس این پرده کسی نیست که نیست ؟

 

دیگر انگار در این زخم آباد ،

مرهمی نیست که نیست .

 

چه شد آن حرمت سبز ،

آن باغچه شمعدانی

چه شد آن صخره سخت ،

قله رویائی

و چه شد ،

همه شبهای پر از نور ،

همان شبهای مهتابی

 

 

بهزاد _ 15/10/85

 

 


نویسنده : بهزاد ¦ شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت 3:7 بعد از ظهر

دوستان

آرشیو موضوعی

ترنمی برای آن صاعقه
عجب صبری خدا دارد
آدمیت
و ماه چشم براه علی بود
شاعری زخم زبان می خواهد
عو عو سگان
یک ، دو ، سه ، .....
افعال معکوس
قلم
آشتی من و قلم
امید
مستی و هستی
غدیر خم
قصه شهر فرنگ
شاید
آی بزرگترها
بهش میگن عشق
حسین سر مست است
استغفرا...
مسافر
دخترک
چه کنم ، کجا روم
آنکس که چرائی دارد
هیچکی نیست
آخرین پاسخ
عاقبت خواهم رفت
قصه ما به سر رسید
باز هم عید - 1
رنگ بهار
صخره
تنهائی
نامه ای به بهار
عشق است
هممون دنبال عشقیم
جوانان چرا ؟ - 1
آدم نماها
؟
رویای شیرین
شکایت
خدا
خودم
ایکاش نمیفهمیدم
راه آخر
امروز
شبهای بیخوابی
مادر
قصه شهر فرنگ - 2
جام تهی
زیباترین خلقت
عشقبازی
سرگردان
کولی بی خیال
شاه فرنگ
یادت هست ؟
باغبان
آخر خط
بشکن بشکنه
جشن تولد
اتل متل توتوله
دیوانه
مادرم رفت
قلقلی
آدم حق داشت
ولم کنین - 1
ولم کنین - 2
ولم کنین - 3
ولم کنین - 4
بیدار شوید
اخراج
خسته
دیشب
وقت باران
عاشورا
بهار آزادی
حاصل عمر
آتش
پنجره مهتاب
شاعران
خط قرمز - 1
باز هم عید - 2
روزای وحشی
بیا بریم
جوانان چرا - 2
سیب حوا
خط قرمز - 2
بهش میگن عشق - 2
عاقبت خواهم رفت - 2
خواب خیس
خط قرمز - 3
پشت و رو
برهنه
برو بابا - 1
برو بابا - 2
برو بابا - 3
برو بابا - 4
و ... برو بابا
ایران من
خط قرمز - 4
خداحافظ
بازگشت
طرحی نو
ساعت ناخوش - 1
یاد مهر
ساعت ناخوش - 2
دوستان پائیزی
ماهستان
داغ آه
عمه خانم - 1
عمه خانم - 2
عمه خانم - 3
عمه خانم - 4
قرارمون نبود این
ساعت ناخوش - 3
جوانان چرا ؟ - 3
جوانان چرا ؟ - 4
جوانان چرا ؟ - 5
دوباره زمستان
به تو چه ؟
بغض
مثلا یعنی من
خط قرمز - 5
سپندار مذگان
چند تا ؟
سلامی ساده
ساعت ناخوش - 4
باز هم عید - 3
پرچم
خانه کوچک من
دو چشم درشت و خیس
ساز ناکوک - 1
ساز ناکوک - 2
ساز ناکوک - 3
ساز ناکوک - 4
و ... ساز ناکوک
جون شما
ساعت ناخوش - 5
دل ساده ما
خط قرمز - 6
مرخصی
شام آخر - 1
شام آخر - 2
شام آخر - 3

بازدید کنندگان
این وبلاگ روزهای یکشنبه هر هفته بروز رسانی میگردد
Copyright © 2005-2008 _ Designed by BEHZAD
RSS